شيخ ذبيح الله محلاتى

42

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

ازدياد رحمت و اكثار بركت است و ائمهء هدى ( ع ) مخصوصا سفارش مىنمودند كه فاطمه‌نام را محترم بدارند و به او اذيت نرسانند و در وجه تسميه آن مخدره به اين نام گفته‌اند كه چون ام‌المؤمنين خديجه مادرش فاطمه بود ميل داشت آن مخدره را به اين اسم بخواند و بعضي گفته‌اند چون رسول خدا مادرش از دنيا رفت و كفالت آن حضرت به عهده فاطمهء بنت اسد بود چون فاطمه متولد شد خواست رسول خدا فاطمهء بنت اسد را مسرور بنمايد آن مخدره را فاطمه ناميد ولى روايت ( بحار ) اين است كه ملكى از طرف على اعلى مأمور شد كه بر زبان معجز بيان آن حضرت جارى بنمايد اين اسم را پس فرمود اين دختر را فاطمه نام بگذاريد و برحسب روايات آتيه فاطمه قبل از ولادت به چند سال به اين اسم موسوم بود ولى دو وجه مذكور با روايات معتبره جمع آن ممكن است كه بميل خاطر خديجه و احترام فاطمهء بنت اسد آن مخدره را به اين اسم موسوم نمودند قبل از فرمان خداوند سبحان بيان ده وجه در معنى اسم فاطمه ع اول از حضرت صادق عليه السّلام مرويست كه فرمود سميت فاطمه لانقطاعها عن نساء زمانها فضلا و دنيا و حسبا يعني فاطمه ناميده شد به جهت اينكه از زنان زمان خود منقطع بود و جدا بود بواسطه فضل و دين و حسب و البتّه آنچه مفيد است فضل و دين و شرف و حسب است . 2 ( ر ) سميت فاطمه لانقطاعها عن فواطم التسعة چون آنها در كفر متولد شدند و فاطمه وليده اسلام است 3 و در علل الشرائع از حضرت باقر عليه السّلام روايت كند كه چون فاطمه متولد شد ( اوحى الله عز و جل الى ملك و قال له انطلق الى محمد و قل له سمها فاطمة فسماها فاطمه ثم قال انى فطمتك بالعلم و فطمتك عن الطمث پس حضرت باقر عليه السّلام فرمود و الله لقد فطمها الله تعالى بالعلم و عن الطمث بالميثاق ) در اين حديث چهار مطلب است اول ملكى اسم فاطمه را بر زبان پيغمبر جارى فرمود دوم فطام فاطمه بالعلم سوم فطامش از طمث چهارم كلام امام عليه السّلام كه به قسم